اولین روزهای شریف!
دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۳، ۰۴:۱۰ ب.ظ
روز اول دانشگاه. شنبه ۲۹ شهریور. من و فرشاد. تالار تربیت بدنی استاد جباری.
***
شریف، افتخار دارد؟ غرور دارد؟ ندارد؟ باید خوشحال باشم از آغاز دانشگاه یا ناراحت از پایان دوره ی دانش آموزی؟
نمی دانم...نمی دانم. این روزها، پر است از بیم و امید. پر است از سوال . پر است از دل مشغولی. از دغدغه.
آینده ام در شریف،چطور می شود؟ آیا من هم به رنگ این همه آدم ِ یک رنگ و یک بعدی ِ فقط درسخوان در می آیم یا می روم کنار آن جماعت ِ روزنامه نویس و تشکلی؟ آیا من در شریف، زندگی می کنم یا فقط درس می خوانم؟
نمی دانم..نمی دانم. این روزها، روز سوال است فقط. جواب را باید چندسال بعد، حداقل چند ترم بعد پیدا کنم.
دعا کنید برای جواب هایم. که شیرین باشند. دعا می کنم برای جواب هایتان. که شیرین باشند.
۹۳/۰۶/۳۱
تو شریف هم زندگی کن هم درس بخوان
و در مقابل هرچیزی که در مقابل صاد می ایستد مردانه بایست
این روزها همه دنیا در مقابل صاد ما قلم برداشته تو هم قلم به دست بگیر
مردانه بایست مردانه قلم بزن و مردانه عمل کن